فانتزی هام
یکی از فانتزیام اینه که یه رانی ( ترجیحا آناناس ) بگیرم دستم بخورم چند قدم حرکت کنم
بعد قوطی رانی رو به سمت پشت بندازم همونطوری که تیکه های آناناس دارن از قوطی
درمیان ( با حرکت آهسته ) همه دهنشون وا بمونه بگن این کیه که اینقدر پولداره از خیر
ته رانی گذشت !
منم پشت سرمو نگاه نکنم و به سمت پرایدم به حرکتم ادامه بدم
::
::
یکی از فانتزی های من اینه که برعکس همه که کم کم توی افق محو میشن
من از افق بیام بیرون و کم کم پدیدار بشم . . .
آرههههه !
آرهههههه ، یه همچین آدمیم من . . . !
::
::
همیشه یکی از این فانتزیام این بوده که مثل این فیلما دوتا بزنم تو گوش یکی !
بعد یهو به خودش بیاد زندگیش عوض شه !
منتها هر وقت اولیو زدم دعوا شد
::
::
اس ام اس خنده دار را در برنا بخوانید
::
::
یکی از فانتزیام اینه توی آمریکا باشم ( لاس وگاس ) آواره خیابونا شم خسته و
بی پول همینجوری که دارم قدم میزنم و تو فکرم و از زندگی سیر . . .
یهو سرمو بلند کنم ببینم جلوی در یه کازینو ام با خودم بگم من دیگه چیزی
برای از دست دادن ندارم بعد جیبامو بگردم و یه ۵۰ دلاری (تنها پولی که دارم
) از جیبم در میارم و میرم توی کازینو و همه پولمو میدم بینگو بازی میکنم .
. .
یهو در عین ناباوری یه میلیون دلار ببرم و میلیونر شم !
پولمو بگیرم و در حالی که همه دارن بهم حسرت میخورن از کازینو بیام بیرون . . .
چیه منتظری محو شم ؟؟
اصلنم محو نمیشم همه پولمو میبرم زندگیمو میکنم بعد عمری میلیونر شدم مگه مرض دارم محو شم ؟؟؟
جوک توپ خنده دار
::
::
یکی از فانتزیام اینه که صبح از خواب پا شدم در اخبار بشنوم دلار سقوط کرده
، قیمت یک دلار شده یک ریال اونوقت با نصف حقوق یک ماهم یه بوگاتی می خرم
در افق تویه گرد غبار ها محو می شم
::
::
یکی ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﺍﺣﺖ GLX ﻣﻮ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﻢ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﺤﻮ ﺑﺸﻢ
::
::
یکی از فانتزیام اینه که دکترای کامپیوتر ( شاخه نرم افزار + شبکه ) داشته
باشم بعد یه روز صبح که دارم میرم بیرون در پارکینگو که باز میکنم که برم
بیرون همزمان دختر همسایمون با ماشین بخواد بیاد داخل ، بعد ماشینامون شاخ
به شاخ بشن و از تو ماشین به هم خیره بشیم بعد عاشق بشیم بعد همون موقع
همینجوری الکی به ضرب گلوله کلت کمری کالیبر ۵۰ کشته بشم و دختره پیاده بشه
بیاد بغلم کنه بگه عزیزم تنهام نذار . . .
منم در حالی که دارم جون میدم به افق خیره بشم بعد تموم کنم !
سوال شده که چرا دکترای کامپیوتر داشته باشم ؟ به نکته خوبی اشاره کردید
ولی ۱۰۰ بار گفتم تو مسائلی که به شما مربوط نیست دخالت نکنین ! روحمم که
رفت همون جای همیشگی تو افق . . .
::
::
چندتا فانتزی واسه بابام خوندم ، گفت جا این قرطی بازیا نمره ها امتحانتتو
نشونم بده کافیه افتاده باشی اول افقیت میکنم بعدم میفرستمت افق . .
::
::
باور کنید ثروت آرامش نمیاره !
مثلا منی که ماشینم” پرایده “و گوشیم جی ال ایکسه و هر شب مرغ میخورم و تو افق هم ویلا دارم !
فک میکنین آرامش دارم ؟!
من حاضر بودم همه چیمو بدم یه لحظه آرامش شما رو داشته باشم !
هی روزگار . . .
::
::
میگن تو جهنم یه سرى دود هست هر چى میری توش محو نمیشى !
تازه افقم نداره !
خخخخخخخ
::
::
یکی از فانتزیام اینه بمیرم بعد عکسمو که دارم لبخند میزنم و یه خط سیاه
کنارشه بزارن تو سایت پـاتوق دات آی آر ، بعد شما کامنت بزارین : روحش شاد
خیلی آدم با حالی بود
جوک خفن خنده دار
::
::
یکی از فانتزیام اینه یه نوشابه بخرم گازشو بگیرم برم شمال . . . !
::
::
یکی از پیچیده ترین فانتزیام اینه که بفهمم چرا به الویه میگن سالاد الویه ؟
::
::
یکى از فانتزیام اینه که
برم سر کلاس هندسه ، بگم: سر زنگ هندسه میگم این درسا بسه ، کاشکى این زنگ
بخوره دل به دلدار برسه ، بعد استاد از کلاس حذفم کنه ، همین که دارم از
کلاس میرم تو افق محو شم بگم :
خوب دست منو خوندى ، منو بدجورى سوزوندى ، منو مثه یه برده ، کجا ها که نکشوندى . . .
::
::
یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگار میکشم ! بعد بیاد بزنه تو گوشم بگه کصافـط چرا سیگار میکشی ؟ برو آب پرتقال بخور !!
منم بگم ، ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته : سرطان زا ؛ تا
آبمیوه ای رو بخورم که روش به دروغ نوشته : ۱۰۰% طبیعی . . .
بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه !
منم یه لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم برم محو بشم
::
::
یکی از فانتزیام اینه که ﭘﯿﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﺼﺎ
ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ
یه ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﺳﻮﺋﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! بعد رو کنم سمت افق و توی برگای
سنگفرش پارک محو بشم !
::
::
یکی از فانتزیام اینه که توی دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه که بهت صفر
میدم بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم به دیوار بگم :
منو از نمره میترسونی ؟
من زندگیمو باختم استاد . . .
برو از خدا بترس . . .
::
::
یکی از فانتزی های آپدیت شدم اینه که :
توی پرایدم بشینم پسته بخورم بعد یهو گوشیم زنگ بخوره چون جی ال ایکسِ راحت از جیبم درآد ، جواب بدم
جوک توپ فانتزی هام
::
::
یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن و همزمان با موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه !
کلی آدم بیگناه اینجا هست
طبق معمول همیشه توی افق محو بشم!
::
::
یکی از فانتزیام اینه که تو کوچه دارم رو پایی میزنم سیگارم هم دستمه . از دور میبینم مسی و رونالدو دارم میان سمتم !
منم بدوم برم سمتشون با یه حرکت به جفتشون لایی بزنم بعد کف کنن بگن تو
چجوری این کارو کردی بگم من شاگرد استاد تهامی هستم بعدشم این که چیزی نیست
توپو بندازم بالا که بخوام مثله سوباسا برگردون بزنم اما اون بالا
همینجوری وایسم یهو یه صدایی بیاد بگه ادامه داستان هفته آینده . . .
بعدش تا هفته آینده همینجوری تو هوا باشم تا اینکه توپو شوت کنم . . .
همینجوری که توپ داره میره تو افق محو بشه منم یه کام سنگین از سیگارم بگیرم بعدش یه دفعه پووووووووف تو دود سیگارم محو بشم !!
::
::
یکی از فانتزیام اینه که با دوستام برم ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ !
ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺑﺮﻑ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﭘﺎﻡ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﻢ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ !
ﺑﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ . . .
ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻧﺎ ﺑﮕﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﻌﺪﺵ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮﻧﻮ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﯾﺪ ، ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﺪ . . .
ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﺮﻥ ﻭ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻥ . . .
ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺗﻮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﮔﻤﺸﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭﺣﺸﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺣﻤﻠﻪ
ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﻮﻗﻊ ﻓﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ . . .
ﺑﻌﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﯾﻪ ﺷﻠﯿﮏ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﯿﺮﻩ ﺑﯿﻔﺘﻪ
ﻭ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺗﻔﻨﮓ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﺵ ﺩﻭﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﯾﻪ
ﭘﺎﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻭﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻡ ، خورشید ﺑﻪ ﺭﻧﮓ نارنجی داره پشت سرم غروب میکنه یه تًف مارکدار بندازمو برم تو افق محو شم . . .
جوک جالب فانتزی هام
::
::
یکی از فانتزیام اینه که برم ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻱ
ﭘﺪﺭ ﻋﺮﻭﺱ ﺍﺯﻡ ﺑﭙﺮﺳﻪ
ﺧﻮﺏ ﺁﻗﺎ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﻋﺰﻳﺰ ، ﺧﻮﻧﻪ .. ﻣﺎﺷﻴﻦ ، ﻛﺎﺭ ، ﭘﻮﻝ ﭼﻴﺎ ﺩﺍﺭﻥ ؟
ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﻗﺎﻃﻲ ﻛﻨﻢ ﻛﻠﻴﺪ ﻫـﺎﭺ ﺑﻜــُـ ﭘﺮﺕ ﻛﻨﻢ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺑﮕﻢ ﻣﻦ
ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻱ ، ﻧﻴﻮﻣﺪﻡ ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ !
ﻳﺎﺭﻭ ﭘﺪﺭﻩ ﻫﻢ ﺳﻮﻳﭻ ﭘﺮﺍﻳﺪﻣﻮ ﺑﺒﻴﻨﻪ ﻭ ﻳﻪ ﺑﺮﻕ ﺧﺎﺻﻲ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺵ
ﺑﻴﺎﺩ ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺑﻴﻮﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﭘـﺎﻡ ﻛﻪ ﺑﻴﺎ ﺩﺧـﺪﺭﻣﻮ ﺑﮕﻴﺮ ﻭ ﻫﻤﺶ ﻣﺎﻝِ
ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺍﻳﻨﺎ
ﻣﻨﻢ ﺑﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﭘﺮﺍﻳﺪ ۲۰ ﻣﻴﻠﻴﻮﻧﻴﻢ ﺭﻭ ﺑﻴﺨﻴﺎﻝ ﺷﻢ ﻭ ﺗﻮﻱ ﺍﻓـﻖ ﻣﺤـﻮ
ﺷﻢ . . . .
ﻳﻪ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻝ ﺑﺎﺯﻱ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﻦ. . .
::
::
جوک و لطیفه خنده دار را در برنا بخوانید
::
::
تا حالا دقت کردین چـرا به لوک میگن خوش شانس ؟
.
چون همیـشه فانتزیاش به حقیقت تبدیل میشنو تـو افق محـو میـشه ))))
::
::
یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز میرسونم . . .
::
::
یکی از فانتزیام اینه با یـه عرب بشینم اسم فامیل بازی کنم
بعد بگم :
اسم با ” پ ”
بعد همینجور که داره زور می زنه اسم پیدا کنه من تند تند همرو پر کنم )
::
::
الان داشتم از دم یه قلیون سرا ر د میشدم خیلی حسودیم شد بهشون همه خوشحال بودن
نامردا به فانتزیشون رسیده بودن همه توو دود محو شده بودن لامصب افقی بود واسه خودش )))
جوک خنده دار فانتزی هام
::
::
یکی از فانتزیام اینه که :
برم امریکا تو جلسه معرفی شرکت کنم .
همین وسط ها ی جلسه گوشی Glx ام زنگ بزنه
منم بگم Sorry و به راحتی گوشی رو از جیبم در بیارم و در حالی که بقیه دارن
به من میخندند یهو گوشی یکی شون زنگ بزنه ولی هر کاری کنه گوشی جدید Apple
اش از جیبش در نیاد . منم یه پوزخند بزنم و در حالی که بقیه دارن به با
تعجب به من نگاه میکنند و میگند Wait , Wait ! تو افق ناپدید شم !
::
::
بعد یه فانتزی دیگه دارم : یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ “زنده می خوامش” …
::
::
یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو . . . !
انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!!
جوک فانتزی هام
::
::
یکی از فانتزیام اینه که :
اسم بابا رو بنویسم واسه کنکور بعدش هی بهش بگم ” درس بخون !! ”
::
::
یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه . . .
::
::
یکی از فانتزیام اینه که بچه هام یه دو قلوی پسر و دختر بشن ! بعد اسم
دوتاشونو بذارم “رها” … بعد وقتی که دعواشون میشه بزنن تو سر و کله ی هم ،
منم داد بزنم بگم : رها ، رهارو رها کن !
::
::
عاقا ریا نباشه !
.
ما یه ویلا تو افق داریم
::
::
یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله
رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز
دوستت دارمممم . . .
بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق !
اس ام اس خفن
::
::
یکی از فانتزیام همیشه این بوده که توی سیستم عامل ویندوز یک مشکل پیدا کنم
بفرستم براشون بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه مهندس لطفا بیا امریکا تو مجموعه
من ، دخترمم میدم بهت کنیزت باشه تا آخرررر عمرش ، خونه ماشین پول همه چی
میدم بهت . . .
منم بعد از یک دقیقه سکوت بگم : خیلی دلم میخواد اما من متعلقم به این مردمم !
::
::
من یه غلطی کردمُ قضیه فانتزیُ افقُ واسه بابام تعریف کردم ؛
.
حالا هروقت اَزَش پول میخوام، میره تو افق محو میشه !
::
::
یه فانتزیه خوب سـراغ دارم خعلی توپـه ، ماله یـه خانـوم دکـتر بـوده ۲
بـار بـیشـتـر بـاهاش تـا افق نـرفـتـه ، هرکی می خواد خبر بـده تا
هـمـاهـنـگـی هـای لازم واسه فروش فانتزی را انجام بـدیـم !! )
اس ام اس توپ
::
::
یکی از فانتزیام اینه که دختر همسایمون تیر بخوره بعد سریع با هلیکوپتر
برسونمش بیمارستان ( :دی ) بعد دکتر بگه : اوه خدای من ! این گروه خونیش
خَـعلی کم یابه ! بعد پرستار با قیافه ی عاشوفته به دکتر بگه دکتر نبضش
ضعیف شده باید هرچه زود تر بهش خون برسونیم بعد مادر دختر همسایمون شروع
کنه به گریه کردن , پدرش به دکتر بگه دِ عـاخه لامـــــصب یه نگاهی به دور و
بَـرت بـنداز ! دخترم داره جون میده ! بعد دکتر داد بزنه بزنه کسی نیست
این فداکاری رو انجام بده !؟ بعد من در حالی که دارم هلیکوپترو خاموش میکنم
و سوییچشو در میارم , از هلیکوپتر بیام بیرون و با یه لبخنده ملیح آستینمو
بزنم بالا به دکتر بگم بیا بزن :دی بعد پدر دختر همسایمون با لبخند بگه
چرا دیر کردی داماده گــُلم ؟ بعد من برم توی عٌـتاق عمل بعد که دختره بهوش
اومد بگه ، پس عشق من کوش ؟ بعد باباش از پنجره به افق خیره بشه و لبخند
رضایت بگه ، متاسفانه باید بگم به خاطـره ها پـیـوست
روحـش شاد …
سلام , خوش اومدین. بچه ها نظر یادتون نره..